|
تبریک دیر هنگامم را بپذیر که پریشان بوده ام این روز ها و می دانی.
برای تو و هشتمین فستیوال داستانی بانه خوشحالم .
توی این روزهایی که هر کسی یک گوشه ای برای خودش دیرک و درگاهی علم کرده و جایزه می دهد به داستان. و هر کسی هم « تو » از خانم والده اش بشنود داستان می نویسد و می شود نویسنده. و تئوری هم در می کند و تکنیک هم بالا می آورد.
برای انجمن داستان نویسان بندرعباس هم خوشحالم که هنوز امثال تو را دارد.
خوشحالم که هنوز کاملیا ها هستند و داستان وجود دارد. و از امثال جایزه های بانه و اصفهان هم خاطرم جمع می شود که این جا تا شهر هرت هنوز خیلی فاصله هست.
(نوش جانت٬ امین امیری التماس دعا دارد) |