فریاد صبر ، فریادهای صبرا نامی
آرشیو
سه شنبه 21 آذر ماه سال 1385
کاملیای گرامی

 

تبریک دیر هنگامم را بپذیر که پریشان بوده ام این روز ها و می دانی.

برای تو و هشتمین فستیوال داستانی بانه خوشحالم . 

توی این روزهایی که  هر کسی یک گوشه ای برای خودش دیرک و درگاهی علم کرده و جایزه می دهد به داستان. و هر کسی هم « تو » از خانم والده اش بشنود داستان می نویسد و می شود نویسنده. و تئوری هم در می کند و تکنیک هم بالا می آورد.

برای انجمن داستان نویسان بندرعباس هم خوشحالم که هنوز امثال تو را دارد.

خوشحالم که هنوز کاملیا ها هستند و داستان وجود دارد. و از امثال جایزه های بانه و اصفهان هم خاطرم جمع می شود که این جا تا شهر هرت هنوز خیلی فاصله هست.

(نوش جانت٬ امین امیری التماس دعا دارد)


   1      2    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 71913


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
زنبوری هستم . انگبین بسیار فراهم آورده.
(نیچه)


درباره ی من